|
همیشه نوشتن با سیاست عجین بوده است. نمی توان نوشت اما خود را از سیاست دور دانست و نظاره گر آن بود. اما هستند کسانی که سیاست فرهنگی را پیشه خویش مینمایند و به هیچ عنوان از حق و حقیقت رویگردان نیستند و حرف دل نوده ها را میزنند و دلشان در گرو مهر آنان میباشد. هتک حرمت آنان را نمی کنند و مجیز گوی کسی نمی شوند. عشق به مردم و خود را از آنان و آنان را از خود دانستن و نراندن هنر زیبایی میباشد که بر هر صاحب فکری الزامی است.

استاد عبدالرحمن فرامرزی مردی از خطه جنوب بود که نثري روان وشيرين، قلمي دلچسب و دلنشين داشتند.خوش ذوق و بذله گو، خوش برخورد و خنده رو، بي باك و بي ريا، دلير و بي پروا، صاحب قلم سحرگونه و معجزه گر بودند. حضورگرم و استعداد خلاق و سجاياي اخلاق به تمام داشتند.آزادفكر و فروتن و متواضع و حاضر جواب و زيرك بودند در عين سادگي نوشته هايش تاثير برانگيز و شاهكار ادبي بود و بی جهت نیست که به او عنوان پادشاه قلم دادند تراوشها فکری او در این دو جمله مشخص میشود :
هر ملتي كه آزادي فكر او زياد باشد استعداد او براي ترقي بيشتر است.
جهانگيري آنقدرها مشكل نيست مسئله مشكل جهانداري است. |